• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 4 - ذو القعدة - 1442
  • برابر با : Sunday - 13 June - 2021
70645 50
0

دنیای عجیب نورا /شهلا خدیوی؛ معرفی رمان «دختری که صورتش را جا گذاشت» علیرضا برازنده‌نژاد

  • کد خبر : 161082
  • ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۴:۵۲

معرفی رمان «دختری که صورتش را جا گذاشت»؛ نوشته علیرضا برازنده‌نژاد؛ نشر پیدایش دنیای عجیب نورا شهلا خدیوی رمان «دختری که صورتش را جا گذاشت» اواخر سال ۱۳۹۹ از سوی […]


_دختری_که_صورتش_را_جا_گذاشت

معرفی رمان «دختری که صورتش را جا گذاشت»؛ نوشته علیرضا برازنده‌نژاد؛ نشر پیدایش

دنیای عجیب نورا

شهلا خدیوی

رمان «دختری که صورتش را جا گذاشت» اواخر سال ۱۳۹۹ از سوی انتشارات پیدایش منتشر و در اختیار مخاطبین ادبیات ژانری قرار گرفت. از این کتاب در بخش اصلی پنجمین دورۀ مسابقۀ داستان‌نویسی افسانه‌ها و همچنین از فصل اول آن در اولین دورۀ جایزۀ رمان گمانه‌زن «نوفه» تقدیر شده است.

ادبیات ژانری عموماً آثاری در ژانرهای علمی- تخیلی، فانتزی و وحشت را در بر می‌گیرد و داستان این کتاب را می‌توان فانتزی -پادآرمانشهری قلمداد کرد. پادآرمانشهر معرف جامعه خیالی است که در آن هیچ ردی از زندگی ایده‌ئال و آرمانی بشر نیست و در بستر داستان‌های علمی- تخیلی به منصه ظهور می‌رسد. اما این داستان از ابزارهای فناوری مختص به ژانر علمی- تخیلی استفاده نمی‌کند. محور داستان به جای پرداختن به یک نظریه یا پیشرفت علمی خارق‌العاده که دور از ذهن بشر است متمرکز بر لایه‌های درونی انسانی است که از دید بسیاری مغفول واقع شده است.

تلقی خوانندگان معمولاً از ادبیات ژانری در مقایسه با انواع دیگر، نوعی ادبیات سرگرم‌کننده است. نگارش نمونه‌های موفقی که در سال‌های اخیر از نویسندگان ایرانی به چاپ رسیده خود گواه این است که این دیدگاه نیازمند تغییر و تجدید نظر است. «دختری که صورتش را جا گذاشت» نیز از این قاعده مستثنی نیست. این داستان موفق با برخورداری از یک ایده خوب، لحظه‌های خاص و تأثیرگذار، انسان را به اندیشه فرامی‌خواند. داستان با پرداخت به موقعیت پیرامون شخصیت اصلی از قالب یک داستان تک بعدی خارج و به داستان چندوجهی عمیقی تبدیل شده است. این کتاب با معرفی جهان داستانی ویژه‌ای که در تخیل نویسنده حساب شده، ساخته و پرداخته شده، مخاطب را وارد ماجرای مرموزی می‌کند که قهرمان آن دختری به نام «نورا» است.

تمامی ماجراها در فضایی فراواقعی و با تعلیق رخ می‌دهد و کتاب سعی دارد با ایجاد اتمسفر ویژه و خاص ادبیات ژانری، فضایی عینی با جزئیات در داستان بگستراند. نورا به عنوان شخصیت اصلی داستان در موقعیت بحرانی ویژه و بکری قرار می‌گیرد که تلاش و حرکتش منفعلانه نیست. نورا در نوع ارتباط با دیگران، موقعیت‌های پیش ‌رو و جریان سلسله اتفاقات تأثیرگذاری که قرار می‌گیرد فرصت بیشتری برای بروز پتانسیل خود به خواننده می‌یابد. داستان علیرضا برازنده‌نژاد معطوف بر نورا پیش می‌رود که شخصیت خاصی برای او طراحی شده و مؤلفه‌های فیزیکی و روانی او در خلال داستان فرصت بروز می‌یابد. از همان ابتدا می‌توان به راحتی درک کرد نوآوری و ساخت موقعیت تأمل‌‌برانگیز، ایده داستان را ارتقا ‌بخشیده است. گویا نویسنده با کند و کاو اعماق وجودی نورا و سایر کارکترها قصد دارد تصویر دنیای از هم گسیخته و متزلزل را که بخش جدا نشدنی پادآرمانشهرها هستند به خواننده ارائه دهد و در این امر موفق عمل کرده است. نورا در پایان داستان نسبت به ارزش‌ها و باورهای پیشین خود دچار بازبینی می‌شود.

داستان به سوژه‌ای دست یافته که درونمایه عمیق انسانی و فلسفی را در هم آمیخته است؛ چیزی که کمتر کسی به آن توجه دارد. نورا متعلق به دنیایی است که نباید در آن از احساسات خود بگویند و باید آنها را دفن کرد. جامعه‌ای که در آن آزادی بیان احساسات وجود ندارد و باید الکن ماند. تصور دنیایی که انسان قادر به بیان احساسات خود نیست و چنانچه تخطی کند به مجازات سنگینی گرفتار می‌شود، می‌تواند هولناک باشد. شاید مردمانش برای پر کردن این خلاء و جبران آن به ماده‌ای خلسه‌آور به‌نام چمن روی آورده‌اند. ساکنین دنیای خشکیده این داستان با نوشیدن آبی که هر چند سال یک بار در گودالی جمع می‌شود دچار فراموشی درباره حال و گذشته‌شان می‌شوند و ذهن‌شان از هر خاطره و اندوخته‌ای تهی می‌گردد و این تکرار بارها برایشان اتفاق می‌افتد و دوباره به نقطه مبهمی از خود و محیط اطراف می‌رسند. نورا در آستانه جوانی در مأموریتی به نزدیکی‌های منطقه ممنوعی می‌رسد که شایعه وجود موجوداتی وحشی برای آن مطرح شده و از رفتن به آنجا حذر شده است. او قوانین دست و پاگیر دنیایش را در هم می‌شکند تا در نهایت به رازی دست می‌یابد. او در می‌یابد که با چرخۀ معیوبی که سرزمین‌شان در آن گرفتار شده به نوعی بی‌هویتی و نسیان تکرارشونده دچار می‌شوند. نورا با غلبه بر ترس و با هدف کشف حقیقت قدم در مسیری می‌گذارد که تا پایان مخاطب را با خود همراه می‌کند.

داستان با هوشمندی از نقطه‌ای آغاز می‌شود که کنجکاوی مخاطب را برای ادامه داستان برمی‌انگیزاند. ماجرا از اجرای مراسمی خاص در سرزمین آغاز می‌شود که چنانچه بر آن فایق نیایند فرصتشان تا مدت‌ها از دست می‌رود. به نظر می‌آید تلاش دقیقی در ساخت فضای داستانی و لوکیشن شده که هیچ‌یک از قوانین وضع‌شده از آن مانند وصله ناجوری که به بدنه داستان نیاید بیرون نمی‌زند و این مسئله بیش از هر چیزی در گروی طرح منسجم آن است. هر چه در داستان پیش می‌رویم، تلاش می‌شود با شفاف‌سازی قوانین حاکم بر این دنیای ساختگی اطلاعات بیشتری به ذهن مخاطب تزریق ‌شود و نقطه مبهمی بر جا نماند. چینش و تعداد اتفاقات جدید که اجازه نمی‌دهد داستان از ریتم بیافتد نیز نکته قابل توجه دیگری است که نمی‌توان از آن به سادگی عبور کرد. به جرأت می‌توان گفت نویسنده با دستکاری زمان، فضا، دنیای فیزیکی و قوانین حاکم بر آن، جهان منحصر به فرد و خلاقانه‌ای خلق می‌کند که ماحصل آن نتیجه موفق در این اثر است.

لینک کوتاه : https://sobhanepress.ir/?p=161082

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.